الشيخ السبحاني

61

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

به مصالح مستحكمى نيازمند است كه طبق اسلوب صحيح و نظم كامل ساخته و پرداخته شده ، تا در مقابل باد و باران مقاومت كند و باقى و پايدار بماند ؛ سازمان يك ملّت رشيد هم ، به پايه‌هاى محكم و اساسى ، يعنى اصول و آداب كامل و اخلاق عالى انسان محتاج است تا قابل بقا و پيشرفت باشد . روى اين اصل ، بايد فكر كرد كه اين تطوّر و تحول شگفت‌انگيز ، براى اعراب جاهلى از كجا پديد آمد ؟ جمعى كه تا ديروز تمام قواى آن‌ها در راه اختلاف و نفاق به كار افتاده بود و از همهء نظام‌هاى اجتماعى دور بودند ؛ به اين سرعت شگرف ، داراى اتحاد كلمه و وحدت و الفت شوند و دولت نيرومندى تشكيل دهند كه ملّت‌هاى بزرگ جهان آن روز ، در مقابلشان خاضع شوند و مطيع و فرمان‌بردار اصول و آدابشان گردند . راستى اگر بنا بود قوم عرب به اين پيشرفت و عظمت برسند ؛ چرا اعراب يمن - كه داراى تمدن و فرهنگ بودند ، سال‌ها سلطنت‌ها ديده و حكمران‌هاى بزرگ را در دامن خود تربيت كرده بودند - به اين پيشرفت و ترقّى نرسيدند ؟ چرا اعراب « غسّان » كه مجاور شام بودند و تحت حكومت متمدن روم به سر مىبردند ، به اين درجه از رشد نرسيدند ؟ چرا اعراب « حيره » كه تا ديروز در پرتو فرمانروايى دولت عظيم ايران مىزيستند ، به اين پيشرفت نائل نگرديدند ؟ اگر آنان به اين موفقيت مىرسيدند ، زياد جاى تعجب نبود ، ولى شگفت اينجا است كه اعراب حجاز كه از خودشان هيچ تاريخى نداشتند وارث تمدن عظيم اسلامى شدند . دولت‌هاى حيره و غسّان مناطق خوش آب و هواى عربستان ، در آخرين قرن قبل از اسلام ، به طور كلّى در تحت نفوذ سه دولت بزرگ ، يعنى ايران ، روم و حبشه بود . شرق و شمال شرقى اين منطقه ، زير حمايت « ايران » و شمال غربى تابع « روم » و قطعات مركزى و جنوب تحت نفوذ « حبشه » قرار داشت . در اثر مجاورت با اين دولت‌هاى متمدن و نزاع و